در پست قبلی قرار بر این شد که درباره کتاب مطلب بنویسم.
ابتدا از نام خود کتاب یعنی "حمل قرآن" شروع می کنم. "حمل" دقیقا در اینجا به همان معنای عرفی آن یعنی: "چیزی را بر دوش کشیدن و آن را انتقال دادن" است. قرآن متنی آسمانی است که توسط پیامبر اسلام -درود خدا بر او و خاندان پاکش باد- برای بشر آورده شد. قرآن سخن پروردگار است و هر سخنی برای باقی ماندن خود نیاز به نقل و انتقال توسط دیگران دارد. قرآن هم از طریق متن و هم از طریق نقل قول، نسل به نسل منتقل شد تاکنون که به دست ما رسیده است و از آن بهره مند گشته ایم. بدین لحاظ "حمل" در عنوان این کتاب به معنای "چگونگی نقل قرآن" از عصر پیامبر تا زمان معاصر می باشد.
این کتاب توسط دکتر "ابوالفضل خوش منش" عضو هیئت علمی دانشگاه اراک ، در 4 فصل که به شرح زیر هستند به نگارش در آمده است:
فصل اول: مروری بر تعلیم و تحفیظ قرآن در گذر زمان
فصل دوم: آموزه های قرآن کریم و روایات درباره حمل قرآن
فصل سوم: آموزش و فراگیری زبان از نگاه دانش بشری
فصل چهارم: آثار حمل قرآن
یکی از نکته های مثبت این کتاب داشتن نمایه کاملی از مطالب کتاب است به گونه ای که خواننده به راحتی آدرس مطالب و منابعی را که در سراسر کتاب استفاده شده است می تواند بیابد و مورد استفاده قرار دهد.
مولف معتقد است: "پی گیری صحیح و اجرای تعلیم قرآن کریم که در سیره ی پیامبر اکرم ـ درود خدا بر او و خاندان پاکش باد ـ و اهل بیت ـ درود خدا بر ایشان باد ـ متبلور است، ضامن اجرای احکام قرآن در جامعه و تحقق کارکردهای آن است"(صفحه 1)
دکتر خوش منش کتاب خود را "تحقیق و تتبع در جهت بازیابی اسوه حسنه پیامبر اکرم ـ درود خدا بر او و خاندان پاکش باد ـ در امر بنیادین تعلیم تحفیظ قرآن کریم، و ارزیابی جستجوگرانه و بی غرض برخی شیوه های رایج در این زمینه ها، و دسته بندی و بررسی آیات و روایات در هریک از مباحث" توصیف می کند.
شناسنامه کتاب
نام کتاب: حمل قرآن (پژوهشی در روش شناسی تعلیم و تحفیظ قرآن مجید)
مولف: دکتر ابوالفضل خوش منش
ناشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
نوبت چاپ: اول، بهار1388
تعداد: 1000نسخه
شابک: 1-00-5486-600-978
در پست های بعدی با مطالب کتاب بیشتر آشنا می گردیم.
منتشر شد
سلام به تمامی دوستانی که با وجود غیبت طولانیم به بنده لطف داشتند و به وبلاگم سر زدند.
سرانجام کتابی که قبلا درباره آن صحبت کرده بودم منتشر شد. اسمش هست:
"حمل قرآن"
پژوهشی در روش شناسی تعلیم و تحفیظ قرآن مجید
کتابی بسیار ازشمند و مفید در رابطه با آموزش قرآنِ
مطالب کتاب رابطه نزدیکی با مطالب وبلاگ دارد.
در پست بعدی به معرفی کتاب می پردازم.
سلام، سلامي گرم به گرمي بوي بهار
امتحانات تمام شد و دوباره پس از يك غيبت طولاني برگشتم تا با هم باشيم و از قرآن بگويم.
بگذاريد خلاصه اي از مطالب گذشته رو برايتان بگويم تا يك مرور و يادآوري شده باشد.
اصل حرف سر اين مطلب بود كه چرا علي رغم وجود برنامه هاي گوناگون قرآني در كشور و ترويج و تشويق مردم به قرآن خواني، شاهد هستيم كه قرآن آنگونه كه بايد در امور روزمره مردم جايي ندارد.
علت را از آن دانستيم كه شيوه قرآن آموزي كنوني با شيوه قرآن آموزي رسول رحمت اسلام (ص) مطابقت نداشته و باعث گرديده است كه مردم آنچنان كه بايد از قرآن بهره عملي نبرند.
تاكيدي كه در شيوه قرآن آموزي پيامبر گرامي اسلام (ص) بود بر سماع و شنيدن قرآن است. روخواني قرآن در مراحل بعد از اين سماع قرار دارد. چه بسا اگر قرآن آموزي ابتدا از روخواني شروع كند به هدف بزرگ قرآن كه همان جاي گيري قرآن در قلب و عمل به آن است نايل نشود.
سپس با اشاره به پژوهش هاي زبان شناسان، شيوه قرآن آموزي پيامبر مورد تاكيد قرار گرفت و به نمونه هايي از آن اشاره شد. اگر به پست مطلب قبلي مراجعه فرماييد شاهد مثالي در اين زمينه خواهيد بود.
اميدوارم با لطف خداوند باري ديگر بتوانم مطالب را ادامه داده و به سر انجامي رسانم. از شما دوستان عزيز خواهش مي كنم كه مرا در اين امر بزرگ با نظراتتان ياري گر باشيد.
در آخرين پستي كه در تاريخ 1 مرداد 86 قرار داديم راجع به ویژگی های حزب مفصل صحبت كرديم. گفتيم كه خصوصيات حزب مفصل عبارت است از: نقش زيربنايي سورههای حزب مفصّل، وحدت سورهها، تناسب و هماهنگی آشکار آيات و سورهها در حزب مفصّل، بيان ساده حزب مفصّل، شمار و تعداد آيههاي حزب مفصّل، تقطيع و جدا سازی در حزب مفصّل، احساس پيشرفت و ايجاد انگيزه.
حال پس از آن آشنايي بايد به اين نکته اشاره كرد که هر چند آغاز حزب مفصّل از سوره «ق» مي باشد ولي آغاز آموزشي آن، از سوره ناس به قبل است.
در يك بازنگري در سورههاي پاياني قرآني تكرار آهنگ برخي از صداها و كلمات را شاهد هستيم. به عنوان مثال در سوره ناس كه شروع آموزش ميباشد تكرار صداي «س» و كلمه «ناس» در پايان تمامي آيات اين سوره را شاهد هستيم.
«قل اعوذ برب الناس*ملك الناس*اله الناس* من شر الوسواس الخناس* الذي يوسوس في صدور الناس*من الجنه و الناس»
هر چند از جمله دلايل آهنگين بودن اين سوره وسوسه انگيزي را بيان ميكند (به صداي حرف س كه در گوش طنين انداز ميشود توجه كنيد 10 مرتبه تكرار شده است) اما درباره مسئله آموزش قرآن راحتي و زيبايي كه در گوش و جان شنونده ايجاد مي كند بسيار جالب و آموزنده است. همين ويژگي در سوره فلق كه ماقبل از سوره ناس است با كمي تفاوت مشاهده ميشود.
تكرار واژه «قل» در ابتداي سه سوره پاياني قرآن نيز بر همين اساس شيوه زبان آموزي ميباشد كه در آينده بيشتر به آن خواهيم پرداخت.
«قل اعوذ برب الناس»
«قل اعوذ برب الفلق»
«قل هو الله احد»
روش آموزش از آخر به اول قرآن در حزب مفصل بيانگر يك نكته زيباست. هر چه از سوره ناس به عقب بر مي گرديم شاهد تغييري در روش آموزشي هستيم كه بنا بر پيشرفت قرآن آموز تغيير يافته است. به عنوان مثال هيچگاه در كلاس هاي قرآن آموزي از كتابت قرآن صحبت به ميان نميآيد. ولي در سوره قلم (سوره 68) كه جزو همين حزب مي باشد از قلم و نوشتن صحبت به ميان مي آورد.
«ن و القلم و ما يسطرون»
دقيقا 46 سوره قبل از ناس صحبت از قلم و نوشتن كرده است. يعني قرآن آموزي كه به اين مرحله از آموزش رسيده است اين توانايي را دارد كه بنويسد و بايد بنويسد. و نبايد قبل از رسيدن به اين مرحله قرآن آموز را اجبار به نوشتن بكنيم. تفاوتي نميكند كه قرآن آموز در چه سني بوده و چقدر سواد دارد، مهم اين است كه اگر به اين سوره نرسيد حرفي از كتابت قرآن نبايد زد. كتابت قرآن به دنبال خود روخواني دارد؛ يعني تا اين مرحله قرآن آموز با متن قرآن كه به صورت نوشته است آشنايي نياز ندارد كه هيچ بلكه آشنايي ضرر هم ميزند.
ميبينيم كه خداوند خود روش آموزشي كتابش را در قرآن نهاده است. كافي است آن را از پيامبر (ص) فرا گيريم و به كار بنديم.
به اميد پروردگار در پست بعدي به يك مطلب مهم تحت عنوان «شيوه خودتصحيح» كه در همين حزب وجود دارد و زبانشناسان به آن تاكيد دارند اشاره خواهم كرد.
سلام به همهي دوستان عزيز و تشكر از كساني كه آرزوي موفقيت برام كرده بودند.
بالاخره دفاع شد و نمره 18 گرفتم. خدا كه هيچ وقت آدمها رو فراموش نميكنه، بازم به كمكم اومد و تونستم يك دفاع خوب داشته باشم. متن زير چكيده پايان نامه است. شايد به دردتون بخوره. راستي عنوان پاياننامه ام "تخلق به اخلاق الهي در روابط انساني از ديدگاه قرآن" است. منتظر نظراتتون هستم. ممنون
يكي از جمله موضوعهايي كه در حوزه فرهنگ اسلامي از جايگاه بسيار مهم و قابل تاملي برخوردار است، موضوع «اخلاقيات در اسلام» مي باشد. با توجه به آن كه معمولا مباحث اخلاقي مربوط به يكي از چهار حوزه اخلاق تحليلي، اخلاق دستوري، اخلاق توصيفي و يا علمالنفس اخلاقي است، نظريات گوناگوني در اين رابطه ارائه گرديده است. بيشتر كتابهاي اخلاقي ارائه شده در جامعه اسلامي با مد نظر قرار دادن اخلاقيات يوناني و در آميختن آن با برخي از مفاهيم قرآني، يك نوع اخلاق دستوري (هنجاري) را بيان كرده اند.
در اين پژوهش پس از مباحث مقدماتي، در بخش دوم ـ كه مفصلترين بخش را به خود اختصاص داده است ـ تلاش شده با كشف كليد واژگان مربوط به بحث و استخراج آيات و در كنار هم نهادن آنها، به يك ارتباط معنايي از مفاهيم اخلاقي در قرآن دستيابي پيدا كرده و ديدگاه قرآن را درباره تخلق به اخلاق الهي در روابط انساني جويا شود.
در خاتمه ضمن بيان اين مسئله كه انسان خليفه خداوند بر روي زمين است و هم چنين سرشتي كه در او از طرف پروردگار به وديعت نهاده شده است، ميتواند بر اساس تبيين صفات و اسماء الهي در قرآن به اين اسماء تخلق پيدا كرده و آنها را در روابط اجتماعي خود به كار بندد و بدين وسيله به كمال و قرب الهي دست يابد؛ به سخن ديگر با متخلق شدن به اين اسماء و صفات و به كار بستن آنها، انسان مي تواند به هدف متعالي خداوند از آفرينش بشر كه همانا قرب الهي است برسد؛ پيشنهادي نيز براي ادامه راه ارائه گرديده است.
